close
تبلیغات در اینترنت
دوره سطح حوزه علمیه
آخرین مطالب

اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است...(مقام معظم رهبری)

موضوعات ویژه

 

پاسخی به سه ‌پرسش طلبة جوان دوره سطح

پاسخی به سه ‌پرسش طلبة جوان دوره سطح

نکاتی خواندنی از استاد آیت الله علیدوست

(دوره سطح حوزه علمیه)

همه چیزدرباره دوره سطح

پاسخی به سه ‌پرسش طلبة جوان دوره سطح

۱٫ضرورت تحصیل دروس سطح

‌‌آیا نیاز است طلابی‌ که قصد رسیدن به اجتهاد را ندارند به تحصیل درس‌های سطح بپردازند؟بهتر نیست به جای این درس‌ها وارد بحث‌های تفسیری، تبلیغی،فرهنگی و…شوند؟

در پاسخ باید گفت: طلبه در هررشته ای که بخواهد وارد شود، میباید به طور فشرده یک دوره فقه نیمه استدلالی را بخواند تا با ادله، آیات االحکام و روایات فقهی آشنا شود وکلیات فقه را بداند. در غیر این صورت هنگام اظهارنظر برای مردم یا پاسخگویی به سؤاالت و شبهات، مجبور به بیان مطالب غیرمنطقی و غیرعالمانه می شود. دیگر اینکه چون بحث از آیات و روایات و تعامل با آنها در همة رشته های علوم دینی مورد نیاز است، باید روش به ِ کارگیری اصول را در برخورد با آیات و روایات و ادلة دیگر احکام فرا گرفته و در بقیة موضوعات مانند تفسیر، کلام و … به کار بگیرد؛ چرا که اصول فقه، تنها اصول فقه مصطلح نیست، بلکه اصول فکر و منطق صحیح اندیشه و فهمیدن است؛ از اینرو ضرورت تعلّم آن برای طلبه اگر مهمتر از علوم دیگر نباشد، کمتر از آن نیست. از طرفی همانطور که بیان شد یکی از اهداف مهم تحصیل در دورة سطح این است که طلبه با سبک اجتهاد و روش استنباط در فقه و اصول آشنا شود  و پرواضح است که کاربرد این مهم، فقط در فقه نیست، بلکه طلبه با این ابزار به بهترین وجه می تواند در دیگر علوم همانند تفسیر، عقائد، اخالق، فلسفه و مواردی از این دست وارد شده و آن علوم را پیش ببرد، نه اینکه تکرار مکررات نموده، یا حتی به بیراهه رود و فهم نادرست و غلط و ارائه آن را، نوآوری و برداشت جدید معرفی

کند. دین از این برداشتهای سطحی و غلط و سلیقه ای آسیب های زیادی دیده است. به همین دلیل تحصیل در ده سال اول طلبگی را باید به دو سال شیرخوارگی که در رشد نونهال بسیار مؤثر است تشبیه کرد.

موفقیت علمی در آثار مدعیان عدم لزوم تحصیل دروس سطح برای طالبی که می خواهند وارد بحث های تخصصی شوند، مشاهده نمی شود؛

اگر چه شاید توهم این موفقیت در ذهن آنها به وجود آمده باشد. در مقابل بزرگانی که خوب درس خوانده و این دوره را به خوبی گذرانده اند، در هر رشته ای که وارد شده اند، آن رشته علمی را پیش برده و حرف های مستدل، منطقی و  عالمانه ای در آن رشته داشته اند.

مباحث دروس تخصصی و زمان پرداختن به آن در آینده به تفصیل مورد گفتگو قرار می گیرد .

۲٫مزیت کتاب‌های متداول

‌‌فایده کتاب‌هایی مثل مکاسب، رسائل و‌کفایه چیست؟ با وجود کتاب‌های مشابه و ساده، لزوم خواندن کتاب‌های سخت با‌‌متن‌های

سنگین چیست؟

عنایت ویژه به یک کتاب و نگاشتة خاص در یک علم، به این معنا که کسی معتقد باشد فهم این علوم، درگرو پرداختن به این کتاب خاص است، صحیح به نظر نمی رسد. آنچه اهمیت دارد، خواندن بادقت کتاب درسی است. سس تخواندنِ بهترین کتاب درسی، مفید نخواهد بود و برعکس با دقت و کاربردی خواندن کتابی که قوت علمی زیادی ندارد، مفید است؛ اگرچه بادقت خواندن کتاب علمی قوی، موجب سرعت و عمق بیشتر در فهم مطلب است. ممکن است در یک رشتة خاص، کتاب خاصّی شاخص باشد؛ برای مثال در مورد کتب درسی دوره سطح، در حال حاضر مکاسب، رسائل و کفایه به دلیل مزیت هایی که گفته می شود شاخص هستند.

_ آشنایی طلبه با کتاب و متن دشوار باعث می شود با کتا ب های دیگر در همین زمینه به ویژه تراث، مرتبط شود؛ اما عکس آن مقدور نیست؛ از اینرو سنجة گزینش یک کتابِ متن محور این است که با فراگیری آن متن در محضر استاد، محصّل بتواند از متون دیگر بهره لازم را ببرد. بدین جهت معمولا متصدیان امر برنامه ریزی، به متون متقن، موجز و مشکل تر، نظر دارند، تا دانش پژوه بتواند نگاشته ها و متون ساده را خود مطالعه نماید.

گرایش به متون سخت و پیچیده ممکن است در برخی افراد موجب سستی انگیزه شود؛ اما ثمرة استفاده از این متون _ که سهولت یادگیری متون ساده است _ را نباید نادیده گرفت. اگر طلاب کتابی مانند کفایه یا مکاسب را بخوانند و با عبارت های سخت این دو کتاب دست و پنجه نرم کنند، می توانند بسیاری از متون متقن دیگر را مطالعه کرده، بفهمند و نقد کنند.

خواندن این کتب راه را برای دستیابی به بسیاری از کتا ب ها باز می ک‌ند؛ اما اگرکتب ساده خوانده شود، با وجود بار علمیِ مفید این کتاب ها وسهولت فهم مطالب، دست طلبه برای استفاده از کتاب های سخت تر بسته می ماند.

این نکته بسیار مهم و ضروری است و پیشگامان تحول در کتب درسی حوزه نباید از آن غافل باشند.

البته در انتخاب یک متن نباید از هدف اصلی که فراگیری مسائل یک دانش و کاربرد آن در موارد گو ناگون است، غافل ماند و آن را در پشت عبارات پیچیده مخفی کرد.

_ قوت علمی این کتبِ درسی، کم نظیر بوده و کمتر کتابی در این حد متقن، مستدل و راهگشا است و طلاب با استفاده از این کتب به مسیری روشن و صحیح از فقه و اصول راه پیدا می کنند.

_ طلبه باید افزون بر استفادة زیاد علمی از این کتب، با ورود در موج هایی که مرحوم شیخ و آخوند در بیان و نقد مطالب و نتیجه گیری از آنها ایجاد می کنند، راه و روش برخورد اجتهادی با مطالب علمی، جمع بندی و نتیجه گیری و تا حدی شیوه و مسیر اجتهاد را فرا می گیرد. آمادگی برای فهم آیات و احادیث به وسیله خواندن کتاب هایی مانند مکاسب بهتر حاصل می شود؛ چرا که هرکس اشکالات و پاسخ های مکرر شیخ اعظم و آخوند را بخواند و بفهمد، با ورزیدگی علمی و فکری می تواند آیات و احادیث را به خوبی فهمیده، تجزیه و تحلیل کند و استنباط صحیح و متقنی داشته باشد.

البته بیان مزیت و نیکو دانستن تحصیل این کتب دلیل بر عدم نقصان و ضعف در آنها نیست. از این رو چنانچه مدرسان، محققان، علما و فضلای خو ش سلیقه ای که اشراف کامل به متن و مفاد دروس دارند، بتوانند متن دیگری را با حفظ مزیت های موجود در این کتب و رفع نواقص آنها ارائه کنند یا اینکه عیب ها و نقص های همین کتب را به گون های که از قوت علمی آنها کم نشود، رفع نمایند، مخالفت با آن، پذیرفتنی نخواهد بود. مهم این است که افراد با صلاحیت در امرِتحول، عهده دار این کار شوند.

۳٫ ضعف در دروس سطح و شیوه برطرف کردن آن

ممکن است افرادی در زمان تحصیل در دوره سطح، احساس کنند قدرت علمی آنها نسبت به دروس پایه های قبل در حد انتظار نبوده و ضعیف هستند، شیوه برطرف کردن این نقص چیست؟

در پاسخ به این سؤال ملاحظة دو نکته ضروری است:

_ طلبه تا پایه های ابتدایی را خوب نخواند، سطوح عالی را خوب نمی فهمد و تا سطح عالی را نخواند، پایه های پایین تر را خوب نمی فهمد، در حقیقت بین آنها رابط های متقابل حاکم است. بر این اساس، خواندن پایه های بالاتر

_ هرچند به دلیل ضعف پایه های قبل از آن _ گاه مشکل می نماید؛ اما کمک شایانی در برطرف کردن ضعف پایه های پیشین می کند.

_ به تجربه ثابت شده است که برگشت به پایه های قبل و خواندن درس ها به شکل تحقیقی همیشه جواب مناسب نمی دهد و کار موفقی نیست و دانش پژوه با توجه به عقب افتادن از همدرسی ها، هم احساس ضعف می کند و هم احساس خستگی؛ بنابراین توصیه نمی شود که محصل با قطع ادامه تحصیل درس های بعد، به همه درسهای قبل بازگشت داشته باشد، مگر در مواردی که مطلب را اصلا نخوانده است؛ برای نمونه اگر مطلب جزء حذفی های آخر سال باشد، در این صورت مناسب است مدتی _ بهتر است تابستان و ایام تعطیلی حوزه _ را به رفع این نقص ها اختصاص دهد.

باتوجه به این دو نکته، تنها راه برطرف کردن این ضعف علمی، دوره کردن کتابی است که در آن احساس ضعف می شود.

این کار را می توان به سه صورت انجام داد :

_ مطالعه متن کتاب همراه با شرح ها و حواشی و تأمل و تدّبر در آن، که این حداقل کاری است که می توان در این باره انجام داد.

_ علاوه بر مطالعة دقیق، آن کتاب را با طلبة موفق تری مباحثه کند.

_ آن کتاب را زیر نظر یک استاد و با راهنمایی های او بخواند و اشکال های خود را با پرسش رفع کند.

گفتنی است برخی برای جبران ضعف علمی، تدریس را پیشنهاد و اجرا می کنند که این کار فراگیر نیست و به کتاب و عنوان آن درس بستگی دارد؛

برای نمونه در فصل پیشین، این راه _ البته به شرط مطالعه دقیق و آمادگی استاد _ جبرا نکنندة ضعف ادبی پیشنهاد شد؛ ولی درس های سطح مانند ادبیات نیست و موفقیت در تدریس این درس ها احتیاج به قوت و قدرت علمی ویژه دارد؛ برای نمونه کسی که می خواهد اصول فقه تدریس کند باید رسائل و کفایه را دقیق خوانده باشد یا کسی که قصد تدریس مکاسب، رسائل یا کفایه را دارد، باید مدتی در درس خارج شرکت کند و با مطالعه و تحقیقِ آرای مختلف و سبک شیخ و آخوند در بحث، اشراف کامل داشته باشد. بنابراین کسی که ضعف بنیة علمی دارد، به دلیل عدم توانایی تدریس نمی تواند این راه را برای برطرف نمودنِ ضعف خود انتخاب کند. البته دربارة تدریس در جای خود به تفصیل توضیح داده خواهد شد.

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی